احمد بیگدلی، نماینده مردم خدابنده و عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی در گفتوگو با خبرنگار خانه ملت؛ با بیان اینکه بیش از نیمی از مشکل اشتغال در کشور به دلیل عدم آموزش مشاغل در مدارس و دانشگاهها و عدم اتصال سیستم آموزش رسمی به بازار کار است؛ گفت: متأسفانه ما در برخی از امور حاکمیتی مانند همین موضوع آموزش حرفه، در کشور موازیکاری انجام میدهیم و این موازیکاریها باعث شده که هم کار آنطور که باید به سرانجام نرسد و هم اینکه هر نهاد، ارگان یا وزارتخانهای گوشهای از کار را انجام میدهد و کار در مجموع ناقص میماند.
عضو کمیسیون اجتماعی مجلس تصریح کرد: واقعیت امر این است که ما در بحث آموزش -چه از طریق آموزش و پرورش و چه از طریق آموزش عالی و چه از طریق فنی و حرفهای- فقط به سمت آموزش تئوری و مدرکگرایی رفتیم. الان اکثر دانشآموزان ما وقتی از مدارس و حتی دانشگاهها فارغالتحصیل میشوند فقط یک مدرک در دست دارند و توانایی ورود به کار به آن صورت که نیاز بازار و جامعه باشد یا اینکه بتوانند به صورت عملی وارد شغلی شوند یا شغلی ایجاد کنند را ندارند.
مدرکگرایی به جای تربیت نیروی کار؛ نقص اساسی بازار کار ایران
بیگدلی با بیان اینکه این نقص به عنوان یک نقص اساسی در بازار کار ما وجود دارد؛ اضافه کرد: حال اگر در سیستم آموزش و پرورش هرچقدر به سمت آموزشهای عملی برویم و بازار و جامعه را با دانشگاه و آموزش و پرورش متصل و لینک کنیم، مطمئن باشید کارآفرین تربیت میکنیم و این نقص به همان میزان جبران و برطرف میشود
نماینده مردم خدابنده در مجلس گفت: یکی از مشکلاتی که در سیستم آموزشیمان داریم این است که یک مدرک برمبنای آموزش تئوری به دست افراد میدهیم و آنها را به سیستم دولتی وابسته میکنیم تا حتماً دولت برای آنان شغل ایجاد کند؛ درصورتی که اگر بتوانیم به این سمت برویم که کارآفرین تربیت کنیم؛ بهنحوی که وقتی فرد دیپلمش را میگیرد، اولاً بداند که قرار است در آینده چهکاره شود؟ به سمت چه شغلهایی میتواند برود؟ استعداد و پتانسیل آن در چیست؟ و جامعه چه مشاغلی نیاز دارد؟ در این صورت وقتی فرد با یک مدرک دیپلم از مدرسه فارغالتحصیل میشود، هم تکلیفش با آینده خودش روشن است و میداند که میخواهد چهکاره شود و هم اینکه حداقل ۴۰ درصد آن رشتهای و شغلی که قرار است در آینده به آن مشغول شود در دوره دبیرستان به صورت کلی آموخته است.
بیگدلی تصریح کرد: در این شرایط فردی را تحویل جامعه میدهیم که هم تحصیل عملی دارد و میتواند وارد بازار کار شود و هم میتواند در دوره دانشجویی این آموزشها را تکمیل کند و تا ۶۰ یا ۷۰ درصد کار عملی را یاد بگیرد و با بازار کار ارتباط برقرار کند.
این نماینده مجلس ادامه داد: اگر فرد در دوره دانشآموزی چنین مهارتهایی را آموخته باشد؛ میشود حداقل ۳۰ تا ۴۰ درصد طول دوره دانشگاهی -چهکارشناسی و چه کارشناسی ارشد و حتی دکتری- هم کم شود و زودتر وارد بازار کار شود؛ چراکه مهارتهای لازم را در دوره مدرسه آموخته است و وقتی فردی مدرک کارشناسی و مهندسی دارد، هم زودتر وارد بازار کار میشود و هم وقتی وارد میشود، بازار کار را میشناسد و هم میداند قرار است چهکاره شود و هم کار کردن را بلد است.
بیگدلی توضیح داد: برای مثال یک نفر که قرار است مکانیک شود، وقتی وارد بازار کار میشود، چون در مدرسه و دانشگاه برای این شغل آموزش دیده است، بلد است به اصطلاح آچار دست بگیرد و کارش را به انجام برساند و نیاز نیست بعد از اینکه وارد بازار کار شد تازه وقت و هزینهاش را صرف آموزش عملی آن کار کند.
طرح «کاد»؛ طرحی برای تربیت نیروی کارآفرین و فارغالتحصیلان آشنا به بازار کار
نماینده مردم خدابنده در مجلس با اشاره به اینکه سابق طرحی به اسم طرح «کاد» داشتیم که دانشآموزان با مشاغل مختلف آشنا میشدند؛ گفت: در این طرح دانشآموز با هر شغلی که علاقه داشت، ارتباط میگرفت و هرچند اندک، یکسری مسائل آن شغل را یاد میگرفت؛ به نحوی که پایان طرح میتوانست تا ۶۰ یا ۷۰ درصد تئوری و عملی آموزش ببیند و وقتی وارد بازار کار میشود، به راحتی به یک کارآفرین تبدیل شود.
بیگدلی با بیان اینکه این طرح در حال حاضر مورد وثوق هم سازمان آموزش فنی و حرفهای است، هم مورد قبول آموزش و پرورش آموزش و پرورش و دانشگاهها است و هم شخص رئیس جمهور نظر مثبتی نسبت به آن دارد؛ تصریح کرد: اما باید یک همگرایی و همافزایی اتفاق بیفتد و از موازیکاریهایی که در بالا اشاره شد، جلوگیری کنیم و یک تشکیلات منسجمی برای این موضوع شکل بگیرد.
فارغالتحصیل دانشگاهی باید حداقل ۷۰ درصد برای ورود به بازار آماده باشد
وی افزود: آموزش و پرورش میتواند محوریت مراحل اولیه آن را که وظیفه آموزش و تعلیم و تربیت را دارد، برعهده بگیرد و دانشگاهها آن را ادامه دهد و این ۲ ضلع در کنار ضلع سوم یعنی بازار به هم لینک و متصل شوند؛ در این صورت وقتی فرد فارغالتحصیل میشود، حداقل ۷۰ درصد بازار را شناخته و شغلی که قرار است به آن مشغول شود را به صورت عملی یاد گرفته است و عملاً به یک کارآفرین تبدیل میشود؛ آن وقت نه دولت نگران این است که جوانان تحصیلکرده ما در جامعه بیکار ماندهاند و نه فرد نگران این است که در آینده قرار است چه شغلی داشته باشد یا به دنبال این باشد که کارمند دولت شود و با یک حقوق حداقلی زندگی کند.
عضو کمیسیون اجتماعی مجلس تصریح کرد: از طرفی از آنجا که سالها روی این طرح کار شده است و یک ایده اولیه یک یا ۲ روزه نیست، میتواند کمک هم تعداد بیکاران در جامعه را خیلی کم میکنیم و هم کارآفرین تحویل جامعه میدهیم.
راه حل مشکل بیکاری از مسیر تغییر سیستم آموزشی میگذرد
بیگدلی با بیان اینکه امروز دنیا هم به سمت تربیت فارغالتحصیلان کارآفرین رفته، نه فردی مدرک به دست و وابسته به سیستم دولتی، گفت: اگر ما هم به معنای واقعی بتوانیم به این سمت برویم، مطمئن باشید با این روش تا ۳ یا ۴ سال آینده بسیاری از مشکلات بیکاری و مشکلات جوانان را حل خواهیم کرد؛ اما مهم این است که هم اراده این کار وجود داشته باشد و هم حاکمیت و دولت محکم روی این کار بایستند و این تغییرات اساسی و بنیادین آموزش و پرورش و دانشگاههای ما و اتصال بازار کار به آموزشوپرورش و دانشگاه را انجام دهند و در حد تئوری و حرف باقی نماند.
وی در پاسخ به این سوال که آیا سازمان فنیحرفهای با توجه به تجربه مهارتآموزی به دانشآموزان و دانشجویان، میتواند مجری و مرجع این طرح باشد؟ عنوان کرد: سازمان فنی و حرفهای به تنهایی نمیتواند مرجع این کار باشد؛ مرجع باید آموزش و پرورش، دانشگاه و خود دولت باشند؛ زیرا تلاش دستگاههایی مانند سازمان فنی و حرفهای و علمی و کاربردی بر این است که به دانشآموزان و دانشجویانی که فارغالتحصیل میشوند، یک حرفه بیاموزند؛ اما با این زمان کمی که در آنجا آموزش میبینند و زمان یادگیری مشاغل مشخص نیست و از طرفی فرد نمیداند به چه شغلی علاقه دارد یا جامعه چه شغلی نیاز دارد و بدون احتساب این موارد، نتیجه همین چیزی است که الان شاهدیم.
نماینده مردم خدابنده با بیان اینکه سالهای سال است که آموزش فنی و حرفهای و علمی و کاربردی با همین نگاه و رویه هستند؛ افزود: البته اینطور نیست که تأثیرگذار نبوده باشند اما آن موضوعی که در این طرح است و ما میخواهیم کارآفرین تربیت کنیم تا وقتی نیروی کار ما وارد بازار کار شد، با این بازار و مشاغل غریبه نیست و به راحتی میتواند با بازار ارتباط بگیرد و برای چند نفر شغل ایجاد کند؛ درصورتی که در رویه حاضر به آن وضعیت نرسیدیم و همه این تشکیلات موازی نتوانستند جوانهای ما را به این وضعیت برسانند یا هدایت کنند.
جامعه به همه شغلها نیاز دارد
عضو کمیسیون اجتماعی مجلس با بیان اینکه تربیت نیروی کار در مدارس و دانشگاه نباید محدود به مشاغل خاصی باشد؛ تصریح کرد: جامعه از یک شغل معمولی تا پیچیدهترین شغل، به همه مشاغل نیاز دارد و مهم این است که قبل از فارغالتحصیلی برای ورود به این مشاغل، تربیت شده باشد؛ به این صورت که وقتی فرد وارد آموزش متوسطه اول میشود، در ۳ سال اول- ششم، هفتم و هشتم- با چندین شغل آشنا شود و در ۴ سال پایانی یعنی نهم، دهم، یازدهم و دوازدهم، تخصصیتر به این مشاغل ورود پیدا میکند؛ اینجا وظیفه آموزش و پرورش یا آن تشکیلاتی که میخواهد دانشآموز و جوان ما را هدایت کند؛ بررسیهایی براساس روحیه؛ استعداد، منطقه زندگی و حتی جنسیت و فنوتیک و ژنتیک فرد و بسیاری مسائل دیگر انجام میدهد و به نتیجه میرسد که هر فرد در کدام ۳ شغل میتواند موفق شود و در ۳ سال پایانی آموزش متوسط بر روی آن سه شغل متمرکز میشود.
بیگدلی با تأکید بر اینکه ما نمیتوانیم بگوییم کدام شغل مورد نیاز جامعه است، چراکه جامعه به همه شغلها نیاز دارد، اضافه کرد: شاید یکی دوست دارد یک شغل معمولی داشته باشد، مهم این است که برای همین شغل معمولی آموزش ببیند و در آن موفق ظاهر شود. چه اشکال دارد ما در دوره متوسطه یا دانشگاه آرایشگر یا خیاط تربیت کنم. همان کاری که آموزش فنی و حرفهای در حال حاضر بهگونهای دیگر انجام میدهد. مهم این است که این آموزش یک چارچوب و انسجامی داشته باشد و فرد بداند که بعد از اتمام آموزش قرار است در چه حرفهای مشغول به کار شود.
وی با اشاره به عدم برنامهریزی در آموزش رسمی کشور برای ورود افراد به مشاغل مورد نیاز جامعه و تأثیر این بیبرنامگی بر رشد بیکاری در کشور، گفت: قبلا یک دوره در جامعه مد شده بود که همه حسابداری میخواندند، تا اینکه این رشته اشباع شد؛ یا یک دوره همه به سمت حقوق میرفتند تا این رشته هم به اشباع شد؛ جالب این است که افراد زیادی بعد از اینکه در این رشتهها تحصیل میکردند و فارغالتحصیل میشدند تازه متوجه میشدند که علاقهای به کار در این رشته ندارند و از ابتدا مسیر را اشتباه آمدهاند و بعد از صرف چند سال وقت و هزینه، سراغ رشته دیگری میرفت تا دوباره همین مسیر را طی کند. حتی افرادی بودند که در رشته پزشکی تحصیل کردند و در بین راه یا پس از فارغالتحصیلی متوجه شدند که اصلاً روحیه آنها با این رشته و شغل نمیخواند و آن را رها کردند. علت آن هم این است که از ابتدای مسیر هدایت تحصیلی درست نبوده است.
بیگدلی با بیان اینکه در طرح اشاره شده هدایت تحصیلی درست انجام میشود، اضافه کرد: این هدایت تحصیلی هم براساس علاقه، نیاز و استعداد و هم با توجه به اینکه ما میخواهیم کارآفرین تربیت کنیم و تحویل جامعه دهیم، است؛ که مهمترین موضوع هم تربیت کارآفرین است؛ چراکه اگر ما توانستیم به این سمت برویم، بسیاری از مشکلات جامعه را میتوانیم حل کنیم؛ اما اگر در حد تئوری بماند مشکل اشتغال و بیکاری جوانان که هر روز هم بیشتر میشود، تشدید میشود. بیکاری زمینهساز بسیاری از مشکلات دیگر و آسیبهای اجتماعی و یکی از دلایل اصلی عدم انسجام خانوادهها، عدم ازدواج جوانان، طلاق و مشکلات اقتصادی و معیشتی است. /
پایان پیام


نظر شما